رازهای جهان هستی

آنزمان که آفتاب روز،

آرامش شب را درهم  می شکند،

در مه صبحگاهی بال بگشا،

و روزی نو را به هماوردی فراخوان،

آگاهی تازه ای از بودن!

دست جهان را در دستهایت بفشر،

و گل لبخند بر لبان بنشان،

چه با شکوه است زنده بودن.

جونیوان

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()