رازهای جهان هستی

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند.پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()

کسانی که مى‏خواهند همه
از آنها راضى باشند، عملاً در تلاشند که خود نباشند! همه، مجموعه‏اى از آدمها هستند
با نگرشها و ذهنیت‏ها و ارزشها و عقاید و سلیقه‏هاى متفاوت، کسى که میخواهد همه از
او راضى باشند، مجبور است در آن واحد، ارزشها، باورها وسلیقه‏هاى مختلفى را بپذیرد
و چه وحشتناک!.

اعتماد به نفس در ده‏روز/76.

 

مالتس: در میان تمامى دامها
و نشیب و فرازهایى که در زندگى هست، نداشتن احترام به خود از همه مرگبارتر و تسلط بر
آن، ازهمه دشوارتر است.

سایکوسایبرنتیکس۲۰۰۰/۳۰۲

 

دوست داشتن خویش براى زندگى
در حکم یک ضرورت است!

اریک فروم

زندگى کنیم یا فقط زنده
باشیم/16

 

تا خود را دوست نداشته باشید
و از خود خوشنود نباشید، کسى‏ را نخواهید یافت که شما را دوست بدارد و شادمانى برایتان
به‏ ارمغان آورد. اما اگر خود را از عشق و محبت سرشار کنید و احساس دلپذیر رضایت از
خویش را در دل بپرورانید، اطمینان‏ داشته باشید که همه جا و همه کس را دوست داشتنى
خواهید یافت. اگر تلاش شما به کسب شادمانى از وجود دیگران بیانجامد تلاشی بى‏اثر کرده‏اید
و نفعى از آن نخواهید برد...

اگر کسى را دوست دارید و
مطمئنید بدون او نمی توانید زندگى کنید، مطمئن باشید اگر به وصال هم برسید زندگى شاد
و خوشى نخواهید داشت، زیرا واقعیت خود و دوستى با خویشتن را انکار کرده‏اید، اگر عشق
و محبت و شادى و سرور را ازخود دریغ کنید از دیگران چه انتظارى دارید که آنرا به شما
ارزانى‏کنند؟

اگر عشق و شادى و صفا و
آرامش و اعتدال را از دنیایى جز دنیاى درون خویش توقع داشته باشید به خطا رفته‏اید!

پیروزى آسان‏است/36

 

اغلب مردم، دیگران (و یا
اتفاقات و پدیده‏هاى خارجى) را نقطه خشم و عصبانیت خود مى‏دانند. در حالی که دکتر وین
دایر روانشناس‏ مشهور مى‏گوید: اگر پرتقالى را نصف کنید و نیمى از آن را بچلانید،آنچه
از خود دارد، یعنى همان عصاره‏اش را بیرون مى‏ریزد. بنابراین اگر کسى ما را از کوره
بدر کند و به عبارت بهتر بچلاند، خشم ما ظاهر مى‏شود و بیرون مى‏ریزد! خشم ما احساسى
است که سالها در ضمیر باطن ما ساکن بوده است و ما به‏طور ناخودآگاه بر آن سرپوش گذارده‏ایم.
پس ‏باید بپذیریم که این مردم نیستند که ما را خشمگین مى‏کنند آنان تنها خشم نهفته
در درون ما را تحریک مى‏کنند!

پیروزى آسان است/145

 

وقتى احساس بدى در مورد
خود داریم، مایلیم آنرا از خود بیرون ‏بیندازیم و این مى‏تواند به اشکال گوناگون از
قبیل: خوردن بیش ازاندازه، تصادف، بیمارى و... ظاهر شود و این الزاماً یک عمل هشیارانه‏
نیست، رفتارى که با خود پیش مى‏گیریم، در تمام لحظات و به‏طور خود کار بازتاب میزان
علاقه ما به خویش است.

از شاد زیستن/

ناپلئون گفته است:آنچه را
که با عشق و اشتیاق بخواهیم و دردستیابى به آن پافشارى کنیم بى‏تردید به دست خواهیم
آورد.

توانگران چگونه مى‏اندیشند/31.

 

هر کارى را که در دست گرفتید
کاملاً خود را در آن غوطه‏ورسازید . ایده‏ها، هوش، ذکاوت، آگاهى، درک، به کسانى داده
مى‏شودکه با تمام وجود خود را در حرفه و یا هر کار سازنده‏اى غرق کنند، اگربخواهید
براى کسب ایده‏هاى جدید مدت زمانى دست از تلاش‏ بردارید و به استراحت بپردازید بسیار
راه بیهوده‏اى را پیموده‏اید... نابغه‏شدن 90% به تلاش بستگى دارد، براى اینکه در حرفه
خود نابغه‏شوید خود را در آن غوطه‏ور سازید.

سنگ‏فرش هر خیابان از طلاست/61.

 

کسانى در زندگى موفق هستند
که سماجت و استقامت ازخودشان نشان مى‏دهند، کسانى که هرگز مأیوس نمى‏شوند و عادت به‏انجام
کارهایى دارند که دیگران از آنها مأیوس شده‏اند.

زندگى کنیم یا فقط زنده
باشیم/53.

آیا تا کنون به برق چشمان
دانشجویى که کاملاً غرق مطالعه وتحصیل است توجه کرده‏اید؟ وجود این دانشجویان پرتو
خاصى‏دارد، هر کسى که کاملاً جذب کارى شود به همین گونه تابناک وپرجلا مى‏شود!

سنگ‏فرش هر خیابان از طلاست/117.

 

تلاشهاى تردیدآمیز هرگز
کسی را به درجات عالى نمى‏رساند،چند سال قبل، با یکى از اعضاى تیم مجارستان که برنده
مسابقات‏اروپایى شده بودند، مصاحبه‏اى صورت گرفت، یکى از خبرنگاران ازاین بازیکن درباره
رمز موفقیتش سؤال کرد، او پاسخ داد هر وقت‏ فرصت کند توپ مى‏زند و وقتى توپ نمى‏زند
درباره فوتبال صحبت‏مى‏کند و زمانى ‏که درباره فوتبال صحبت نمى‏کند درباره آن فکرمى‏کند!.

سنگ‏فرش هر خیابان از طلاست/138.

 

ورشال دوبرا گفته است:مهم
این است که در هر لحظه بتوانیم‏ آنچه را که هستیم قربانى آنچه را که مى‏توانیم باشیم
کنیم.

کرایسلر یکى از موسیقى‏دانان
بزرگ، پس از اجراى یک برنامه، مخاطب یکى از حضار قرار گرفت:

آقاى کرایسلر، حاضر بودم
نیمى از زندگى خود را بدهم تا بتوانم مثل شما ویلن ‏بزنم!

کرایسلر در پاسخ گفت:من
هم همین کار را کردم !

زندگى کنیم یا فقط زنده
باشیم/107.

 

لائوتسه فیلسوف چینى م
500 ق.م‏:

طولانى‏ترین سفر هم بایک
قدم آغاز مى‏شود.

زندگى کنیم یا فقط زنده‏باشیم/134

 

این چه نیرو و قدرتى است؟
باور کنید نمى‏توانم بیان کنم! آنچه‏فقط مى‏توانم بگویم این است که وقتى انسان در چنان
حالت روحى ‏قرار مى‏گیرد، که دقیقاً مى‏داند چه مى‏خواهد و از صمیم قلب مصمم‏است که
تا زمانیکه به خواسته خود نرسیده دست از تلاش برندارد، این توان و نیروى جادویى که
استقامت و پشتکار است در او ظاهرمى‏شود. الکساندر گراهام بل.

بهترین‏ها براى موفقیت/69

تنها کسى که می تواند شما
را به تحقیق رؤیاها و آرزوها یتان‏کمک کند خودتان هستید. وقتى این موضوع را خوب بفهمید
و آنرابپذیرید، دیگر هیچ چیز و هیچ کس نمى‏تواند سّد راه موفقیت شمابشود... ویلزر.
ویتنى.

بهترین‏ها براى موفقیت/74.

 

رى کراک معتقد بود که درد
و رنج قابل تحمل‏تر از تنبلى و بطالت است.

توانگران چگونه مى‏اندیشند/83.

 

توماس جى.واتسون، مؤسس کارخانه
آى.بى.ام : راه‏دستیابى به موفقیت، مضاعف کردن میزان

شکست‏هاست!

من کار را از همان جایى
که دیگران ترکش کرده‏اند شروع کرده و پیگیرى مى‏کنم. توماس ادیسون. براى کامیانى/32

 

موفقیت همان شکست است که
پشت‏رو نشسته است!ناشناس. بهترین‏ها براى موفقیت/69.

خولیو ایکلسیاس، در سن
20 سالگى در جریان یک حادثه‏رانندگى از ناحیه کمر به پایین فلج شد، ظاهراً او مى‏بایست
بقیه عمرخود را روى صندلى چرخدار سپرى کند، اما خولیو حاضر به قبول این‏احتمال نشد،
فقط براى اینکه بتواند انگشت کوچک پایش را حرکت ‏دهد، به مدت دو ماه و روزى دوازده
ساعت به تمرین پرداخت. پس‏از مدتى نزدیک به دو سال توانست ذره به ذره اندام‏هاى از
کار افتاده‏را دوباره بکار اندازد... نهایت همین عزم و تعهد فوق‏العاده او که باعث
‏بازسازى بدن وى شد، دوره زندگى او را تبدیل به یک پدیده‏شاخص جهانى کرد.

راز شاد زیستن/118.

 

یکى از نکاتى که افراد موفق
را از ناموفق جدا مى‏کند این است که‏افراد کوفق تلاش مى‏کنند و منتظر مى‏مانند اما
افراد ناموفق فقط منتظرمى‏مانند.

ثروت نامرئى/23.

 

کیم وو چونگ، بنیانگذار
شرکت دوو:

به عقیده من شاید علت اختلاف
اقتصادى ملّت‏هاى شمال وجنوب اروپا را مى‏توان به عادت استراحت ظهر و خواب نیمروزى‏نسبت
داد!... البته این موضوع براى ملت بر جنب‏وجوش کره خیلى ‏عجیب بنظر مى‏رسد؛ من هنوز
نمى‏توانم بفهمم که چگونه فردى‏مى‏تواند در اوقات مهم و باارزش روز بخوابد!... در حقیقت
من آنرا ازعلایم بیمارىِ کار در حد رفع تکلیف و ضرورت مى‏بینم.

سنگ‏فرش هرخیابان از طلاست/47.

 

کیم وو چونگ، بنیانگذار
شرکت دوو:

مهم نیست که من چه کارى
انجام مى‏دهم، هر چه باشد دوست‏دارم آنرا به نحو احسن و تا انتها انجام دهم.

سنگ‏فرش هر خیابان ازطلاست/53.

خوشبینى و مثبت‏ اندیشى

اگر مدام درباره شکست صحبت
کنید، بگذارید به شما بگویم،که در آسمان و زمین قدرتى نیست که بتواند به داد شما برسد
ویاریتان کند. اما اگر مدام درباره توانگرى و کامیابى صحبت مى‏کنید،باز هم بگذارید
به شما بگویم، که در آسمان و زمین قدرتى نیست که‏بتواند جلو توانگرى و کامیابى شمارا
بگیرد.

قانون توانگرى/305.

 

خوشبینى شکل ظاهرى ایمان
است. تا ایمان و امید وجودنداشته باشد، هیچ کارى را نمى‏توان انجام داد.

هلن کلر: هیچ چیز به اندازه
خوشبینى نمى‏تواند زندگى را زیباترکند، از رنج‏هاى آن بکاهد و راه موفقیت را هموار
کند.

پیروزی فکر/74

 

من یک خوشبین هستم، زیرا
غیر از این بودن هیچ فایده‏اى‏ندارد! وینستون چرچیل‏

دوهزار یک نکته براى کامیابى/130.

 

اجازه ندهید که محرومیت‏هاى
شما، مانع استفاده از نعمتهایتان‏شوند

زندگى کنیم یا فقط زنده
باشیم/27

 

ابراهام لینکلن گفته است:اغلب
مردم تقریباً به همان اندازه شادهستند که ذهن خود را براى آن مهیا کرده‏اند نورمن ولنینت
پیل،مردى که براى اولین بار اصطلاح تفکر مثبت را به کار برد این مطلب رااین‏گونه بیان
کرده است: هم آنانى که خود را ناتوان مى‏دانند درست‏مى‏اندیشند و هم آن دیگرانى که خویشتن را توانا مى‏انگارند!

زندگى کنیم یا فقط زنده باشیم/80

 

هرچه بیشتر مثبت باشید انرژى
بیشترى جذب مى‏کنید... پاداش‏مثبت بردن فورى است!

جادوى ذهن/131

 

شخصى از امرسون پرسید که
براى چه خداى را شکر مى‏کند؟ اوجواب داد: هرروز که چشمانم را بر صبح دلپذیر مى‏گشایم
و به این‏دنیاى زیبا مى‏نگرم خداى را سپاس مى‏کنم که هنوز زنده‏ام و دربوستان زندگى
مى‏کنم‏

پیروزى آسان است/103

 

فرصت‏ها همیشه موجودند،
این ما هستیم که بایستى آنها راببینیم و از آنها استفاده کنیم. کایزر

 

یا نه قدرت بیشتر، نه توانائى
افزونتر و نه فرصت‏هاى طولانى‏ترمى‏خواهیم، آنچه را که نیاز دارییم برزبان ساده بهره‏بردارى
کافى ازآنچه داریم است.

شانس و فرصت؟ همه جا در
اطراف شما پرسه مى‏زنند چشم‏بینا مى‏خواهد که آنها را ببیند و استفاده کند. ماردن‏

 

فرصت‏ها و شانس‏ها اغلب
در بطن مشکلات و گرفتاریها پنهان‏هستند. آلبرت انیشتین‏

 

شانس و فرصت؟ تعجب نکنید،
شما هم به‏صورت ترسناک وسیاه، بدبختى و یا شکست موقتى رخ مى‏نماید، مواظب باشید آنرا
ازدست ندهید. ناپلئون هیل‏. بهترین‏ها براى موفقیت/60

دکتر جیمز آپن هایم مى‏گوید:
عده ‏اى فرسنگ‏ها بدنبال شادى وسرور مى‏دوند و عده‏اى آنرا زیر پاى خود حس مى‏کنند.

پیروزى آسان است/147.

 

موفّقیت را کسانى مى‏یابند
و آنرا حفظ مى‏کنند که با ذهنیت‏مثبت در تلاش دائم هستند... ما بعد از سالها تجربه‏اندوزى
به این‏نتیجه رسیده‏ایم که ذهنیت مثبت تنها رمز و رازى است که همه‏انسان‏هاى موفق در
آن سهیمند.

موفقیت با ذهنیت مثبت/15

 

ناپلئون هیل معتقد است که
هر گرفتارى به‏انداز خود، همراه خودامتیاز مثبت دارد.

موفقیت با ذهنیت مثبت/236

 

وقتى مى‏دانید ذهنیت مثبت
چیزهاى خوب و ذهنیت منفى‏جنبه‏اى بد زندگى را موجب مى‏شود، آیا عقل سلیم حکم نمى‏کند
که‏از این ذهنیت، آنرا که مثبت است انتخاب کنید؟!

موفقیت با ذهنیت مثبت/274

 

فرصت، یعنى اینکه به خود
بگوییم هر اتفاقى که براى من بیفتداز آن در جهت تعالى و یادگیرى و رشد خود استفاده
خواهم کرد.

دارندگى/38

 

پنج گام به‏سوى یک باور
ذهنى مثبت از خود:

1 - حذف: هروقت دچار افکار
منفى شدید، بلند بگویید حذف!

2 - جایگزینى: سپس باور
مثبتى را به عنوان جایگزین آن‏برگزینید.

3 - تأکید: حالا نوبت تقویت
باور جدید است، مثلاً آن را روى‏کارتهایى نوشته و در محل دید قرار دهید.

4 - تجسّم: تصویرى خلاق
از خود، در حالى که سرشار از باورجدید هستید بسازید و تا شش هفته هر روز این برنامه
را اجرا کنید.

5 - ممارست: آنقدر ممارست
به خرج دهید تا این تغییرات‏ماندگار شود.

اقتباس از سایکوسایبرنتیکس
47/2000

راسکین مى‏گوید: با نقائص
دیگران مغز خویش را خسته نکنید باهرکس که ملاقات مى‏کنید فقط جنبه‏هاى خوب و قوى او
را ببینید...در این صورت است که عیوب و نقائص شما مانند برگ خزان خواهدریخت و زندگیتان
خیلى خوش‏تر مى‏شود؛ هرکس به شما، قیافه صلح‏و صفا نشان خواهد داد و هرکسى خواهد کوشید
که با شما روابطدوستانه برقرار کند.

پیروزى فکر/76

 

در هنگام رویارویى با مشکلى
باید به دنبال موقعیت‏خلاصى‏بخش باشیم، نه اینکه در هرموقعیتى، به‏واسطه اندیشیدن به‏مشکلات
خود را فلج کرده و متوقف شویم Walter cole

دو هزار و یک نکته براى
کامیابى/138

 

کیم وو چونگ، بنیانگذار
شرکت معظم دوو:

واقعاً خطرى بالاتر از این
در جهان وجود ندارد که ما بجاى‏صفت پسندیده خوشبینى، بدبینى یعنى متضاد آن را انتخاب
کنیم...من هرگز از خوشبینى دست نکشیده‏ام، وقتى به واقعیات مى‏نگرم،همواره فکر مى‏کنم،
شرایط بحرانى و لحظات خطرناک، بسیارزودگذرند...

اگر تاجرى دچار بدبینى شود،
لحظه پایان رشد و پیشرفت اوفرارسیده است...

وقتى دیگران شمارش معکوس
غیرممکن‏ها را شروع مى‏کنند،من به شمارش ممکن‏ها مى‏پردازم... اگر تنها یک درصد شانس‏موفقیت
وجود داشته باشد، یک تاجر واقعى همان را به صورت‏جرقه‏اى مى‏بیند که مى‏تواند آتش بیافروزد،
)چرا که( دنیاى تجارت‏آنگونه نیست که اگر یک را با یک جمع کنى عدد دو بدست بیاورى؛ممکن
است در جایى تبدیل به ده شود!

سنگ‏فرش هر خیابان از طلاست/29.

تعیین اهداف و نقش آن در
موفقیت

 

برخى از اهداف، آنچنان متعالى
است که حتى شکست در رسیدن به آنها شکوهمند و افتخارآفرین است!

بهترین‏ها برای موفقیت/32

 

ریشه تزلزل انسان، ارتباط
او با آرزوهاى آسیب ‏پذیر است. وقتى‏ دل به آسیب ‏پذیر بستى، تو هم آسیب‏پذیر مى‏شوى،
دلبستن به‏چیزى که لرزه‏پذیر است، انسان را مى‏لرزاند".

آیت الله حائرى شیرازى/نکته‏ها/47.

انسان چون آرزوى کوچک دارد
دنیاى کوچکى را انتخاب‏ مى‏کند که با آن تناسب داشته باشد، دنیا را کوچک مى‏بیند تا
آرزوى‏کوچکش، بنظرش کوچک نیاید.

آیت الله حائرى شیرازى/نکته‏ها/34.

 

مردى که تمامى قواى جسمى
و روحى و روانى خود را بر روى‏ امرى متمرکز مى‏سازد برنده است.

براى کامیابى/50

 

هر کس، به اندازه اهدافش
ثروتمند است! جوانى دورانى از زندگى است که شخص اگر هیچ چیز نداشته باشد ولى هدف داشته
‏باشد، نیازى به رشک و غبط خوردن ندارد.

سنگ فرش هر خیابان از طلاست/24

 

آنقدر به عینى‏سازى و منعکس‏ساختن
تصویر اهداف خود بر صفحه ذهنتان ادامه دهید تا اهداف، به صورت جزئى از فرآیند ناهشیارتان
درآیند.

زندگى کنیم یا فقط زنده بمانیم

 

این تعارض در طبیعت انسان
هست که آگاهانه مایل به امرى ‏نیست اما ناآگاهانه و غیرعقلانى در پیشبردش‏ مى‏کوشد.
ماکسول مالتس مالتس

سایکوسایبرنتیک/222.

 

مربیان به قهرمانان دستور
مى‏دهند تا به موسیقى کلاسیک‏ گوش دهند در حالى که نوارى از صداى خود آن ورزشکار درباره‏
هدفش با ملایمت همزمان پخش مى‏شود... به نظر مى‏آید این نوع‏ موسیقى آسایشى براى مغز
ورزشکار فراهم آورد و زمینه را براى‏ تلقیات سمعى و بصرى آماده مى‏کند.

بذرهای عظمت/192

 

مهمترین چیز این است که
اهدافت را روى کاغذ بنویسى!

حکایت دولت و فرزانگی/73

 

هدفت را با صداى بلند بارها
تکرار کن، هر روز چند سرى...مثل اوراد و ادعیه... به تکرار آن ادامه بده، تدریجاً متوجه‏
تغییرى در درونت خواهى شد هدفت نیز به طرزى افزون‏تر طبیعى‏ خواهد نمود.

حکایت دولت و فرزانگی/79

 

اگر مى‏خواهى ثروتمند شوى
در قدم اول باید رقمى را که‏ مى‏خواهى و این که چقدر به خودت فرصت مى‏دهى تا آنرا بدست
آوری را بنویسى، این‏رازى شگفت، اما بسیار ساده است؛ مواظب باش سادگیش گولت نزند!

آنچه بیشتر مردم از آن بى‏خبرند
این است که زندگى دقیقاً به ما همان‏ چیزى را مى‏دهد که مى‏خواهیم. پس نخستین کارى
را که باید انجام‏ دهى این است که دقیقاً آنچه را مى‏خواهى انجام دهى!

پس اگر تقاضاى ‏تو، مبهم
باشد، آنچه بدست مى‏آورى همانقدر مبهم خواهد بود...

حکایت دولت و فرزانگی/37
الى 45

 

همه رویدادهاى زندگى تو،
آینه‏اى است که اندیشه‏هایت رامى‏تاباند...

زندگى دقیقاً همان گونه‏اى
است که تصورش مى‏کنى، هرچیزى که برایت پیش مى‏آید محصول اندیشه‏هاى تو است...

بسیارى‏از افراد عقل‏گرا
لجوجانه این اصل را رد مى‏کنند.

تمام موفّقان دنیا که ‏کارهاى
بزرگ انجام داده‏اند همواره مخالفت‏هاى جدى متفکران ‏خردگرا را نادیده گرفته‏اند! در
بیشتر موارد، استدلال و منطق در راه‏ توفیق بزرگ به موانع راه تبدیل مى‏شوند...

تا مادامى که به آرمان
"ثروتمند شدن" خو نگرفته‏اى و مادامى که‏این آرمان بخشى از زندگى و اندیشه‏ات
نشده است، هیچ چیز نمى‏تواند به تو کمک کند تا دولتمند

شوى.

حکایت دولت و فرزانگی/37الى 45

 

 

هدف و آرمان مانند نقشه
است و تصور آن شکل را مى‏آفریند و آنگاه ‏سبب مى‏شود که انرژى مادّى، جذب شده و به
سوى آن شکل ‏هدایت شود و جریان یابد و سرانجام در عرصه مادى تجلى گردد. حتى‏ اگر براى
متجلى ساختن آرمان‏هاى خود، مستقیماً دست به عمل ‏نزنیم باز این اصل کار خود را مى‏کند.
صرف داشتن آرمان و نگاه‏داشتن‏ آن در ذهن، یک انرژى است که تصویر آن اندیشه را به خود
جذب ‏مى‏کند و در عرصه مادى مى‏آفریند. تجسم خلاق/23.

 

افکار بلند

مشکل هر چه مى‏خواهد باشد؛
باید قبول کرد همیشه راه ‏حلّى ‏هست!

سنگ فرش هر خیابان از طلاست/20

 

به‏جاى آن‏ که به مشکلات
خود فکر کنید، یک لحظه به خود مشکل‏ فکر کنید و بقیه وقت خود را صرف راه حل آن کنید.

اعتماد به نفس/22

 

رى کراک: من همیشه بر این
باور بوده‏ام که هر کس مسئول‏ مشکلات و پدیدآورند مشکلات خویش است.

توانگران چگونه می اندیشند/79.

 

ناپلئون دو جمله بسیار زیبا
دارد؛

"نژاد بشر در سیطره
تخیّل اوست."

"ناممکن، واژه‏اى از
لغت نامه‏ احمق‏هاست."

زندگى کنیم یا فقط زنده
بمانیم/76

 

تردبدهاى ذهنى امروز، تنها
مانع تحقق آرزوهاى فرداى ‏شماست. فرانکلین روزولت.

بهترین‏ها برای موفقیت/11

 

«هنرى فورد» بنیانگذار کارخانه
اتومبیل «فورد»: ناممکن وجود ندارد، به نظر من هر کسى که در روى کره زمین ‏درباره چیزى
آگاهى کامل داشته باشد دیگر کارى را ناممکن نخواهد شمرد.

توانگران چگونه می اندیشند/46.

 

"براى تغییر دادن یک
خصلت بد، باید به فضیلتى که نقطه مقابل ‏آن است فکر کرد و این فکر را به قدرى ادامه
داد تا بصورت عادت‏ درآید. مخیّله ما براى تغییر یک فکر یا یک احساس، قدرت فوق‏العاده‏اى
‏دارد.

پیروزی فکر/54.

 

«کیم وو چونگ» موسس شرکت
معظم «دوو»: در آن سالهاى فقر و محرومیت جوانى، حتى یک پشیز هم درجیب نداشتم. هنوز
نمى‏توانم افکارى را که وقتى شبها دیرگاهان از کتابخانه خارج مى‏شدم و یا هنگام پیمودن
راه طولانى، نگاهم به‏آسمان دوخته مى‏شد و این افکار، بر سرم سنگینى مى‏کرد، فراموش‏
کنم؛ در آن موقع به نظرم مى‏رسید دنیا از آن من است و من مى‏توانم تمام ‏عالم را در
میان بازوانم جاى دهم، هیچ چیز در ذهنم غیرممکن ‏نمى‏آمد. ما فقیر بودیم امّا قلبم،
مالامال از آرزوها بود و هیچ چیز را سد راه خود نمى‏دیدم.

سنگ فرش هر خیابان از طلاست/23

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
  روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از اومی‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌ تراست.
 
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما می‌خواهید تخت‌تان کنارپنجره باشد؟
     ............ ......... ......... ......... .........
......... ......... ......... ......... ......... .........
......... ......... ......... ......
   
1 - راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.

2 - در حل مشکل و درهنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق
هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی

3 - همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم ...
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

من باور دارم ...
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.

من باور دارم ...
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

من باور دارم ...
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم ...
«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.» .

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()

یک شرکت
بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش
این بود: ...شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس
میگذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک
پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج
با او را دارید. شما میتوانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب
خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید... قاعدتاً این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد
زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد. پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات
دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد. شما باید پزشک را سوار کنید.
زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که میتوانید جبران کنید. اما
شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید. شما باید شخص مورد علاقهتان را سوار کنید زیرا اگر
این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید. از دویست
نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او
نوشته بود: سوئیچ ماشین را به پزشک میدهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به
همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس میمانیم.

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()