رازهای جهان هستی

گفت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین

روز نو آمد و شد شادی روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان, ای تو گرداننده ی مهر و سپهر – برترینش کن برایم این زمان و این زمین

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی میکرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …


نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

در دنیا هیچ بن بستی نیست؛ یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:   

  به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

 شاگردان جواب دادند: 

  5٠ گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

  استاد گفت:

  من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

  شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

  استاد پرسید:

  خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

  یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.. 

  حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

  شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

 استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

 شاگردان جواب دادند: نه

 پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

 شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

 استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.

 اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

 اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد  خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است  که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

نوشته شده در تاريخ توسط  | پيام ها ()